تبلیغات
پیام آور اعظم - كتاب: آشنایى با قرآن جلد 3 صفحه 121
به وب سایت پیام آور اعظم خوش آمدید...:::... برای استفاده کامل از مطالب به منوی آخرین مطالب و منوی موضوعات وبلاگ مراجعه کنید.....:::.....اخبار این وبلاگ هر روز آپدیت می شود....:::.... شما می توانید سوالات ، انتقادات و نظرات خود را در چت باکس این وب اعلام کنید......:::...... هرگونه مطلب یا مقاله خاص خود را به ما اعلام کنید تا در کمترین زمان در وب سایت قرار داده شود ....:::... لطفا در نظر سنجی شرکت فرمایید ، بزودی نتایج نظر سنجی در این وب اعلام میشود
احادیث
دانلود سرا

لینک های دانلود سایت

فیلم نماز صبح آیت الله بهجت حفظه الله
مجموعه سخنرانی شهید مطهری (2)
مجموعه سخنرانی شهید مطهری (1)
تفسیر المیزان ویژه موبایل
مجموعه نرم افزار های اسلامی سری 2
مستند شعبده شیطان (ویژه موبایل)
مجموعه نور احکام - ویژه موبایل
مجموعه کتب شهید مطهری (1) - ویژه موبایل
مجموعه کتب شهید مطهری (2) - ویژه موبایل
مجموعه کتب شهید مطهری (3) - ویژه موبایل
theme های مذهبی برای سونی اریکسون سری 1
theme های مذهبی برای سونی اریکسون سری 2
فیلم سیاحت غرب (2) (سری جدید)
دانلود کتاب های شهید مطهری
کتاب الکترونیکی قرآن کریم
مناجات زیبای ربنا
مداحی به مناسبت شهادت اما رضا
کلیپ های تصویری به مناسبت اربعین حسینی
آلبوم جدید سامی یوسف به نام بدون تو
اذان زیبای مرحوم موذن زاده
بازی فلش سنگ ها (حمایت از غزه)
مداحی حاج نزار قطری سری 2
مداحی حاج نزار قطری سری 1
قبله نما برای موبایل
تم های زیبای گوشی نوکیاN70
سخنرانی استاد قمشه ای درمورد وظایف پیامبر
تم های زیبای گوشی سونی اریکسون سری 3
مجموعه کامل نرم افزار های مذهبی موبایل
ملاکهای انتخاب همسر و روانشناسی ازدواج ویژه برادران
مداحی غلامرضا کویتی پور
گنج های معنوی
کلیپ تصویری مرحوم آقاسی
نرم افزار احکام همراه-رساله کامل

مقاله
Disquisition english
نظرسنجی

لطفا در سیستم نظرسنجی شرکت فرمایید

به زودی نتیجه نظر سنجی را

اعلام می کنیم

چه نوع فایل هایی برای دانلود احتیاج دارید؟







ساعت و تاریخ

شرکت در جشنواره
جشنواره  سراسری وبلاگ نویسی تبیان در حال برگزاری است . ثبت نام کنید
نظرات
آمار و اطلاعات
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

آرشیو ماهیانه
لوگو کده وبلاگ
لینك به ما


لوگوی دوستان

وبلاگ فارسی

كتاب: آشنایى با قرآن جلد 3 صفحه 121

نویسنده: استاد مرتضى مطهرى

بعضى افراد كه فقط آیاتى را مى‏بینند كه مى‏گوید همه چیز به اراده خداست، خیال مى‏كنند كه قرآن چون فرموده همه چیز به اراده خداست پس قائل به اسباب و مسببات و از آن جمله قائل به اختیار و اراده بشر نیست.مخصوصا اروپاییها اغلب وقتى درباره اسلام اظهار نظر مى‏كنند اسلام را العیاذ بالله یك دین جبرى معرفى مى‏كنند یعنى دینى كه براى بشر هیچگونه اختیار و اراده‏اى قائل نیست.ولى واضح است كه این، یك تهمت‏به قرآن است.

من در كتاب كوچك «انسان و سرنوشت‏» این مسئله را تا اندازه‏اى بحث كرده‏ام.قرآن به شكلى عموم مشیت الهى و عموم قضا و قدر را قائل است كه هیچگونه منافاتى بین آن و اختیار و اراده بشر نیست.از جمله آیاتى كه مسئله اختیار و اراده بشر را به طور جدى مطرح فرموده است همین آیه و چند آیه بعدى است.

مى‏گوید: ذلك بما قدمت ایدیكم نمى‏گوید این به موجب اعمال شماست، كه بگوییم ما اختیار داشتیم یا نداشتیم.مى‏گوید: بما قدمت ایدیكم به موجب كارهایى كه به ست‏خودتان یعنى به اراده و اختیار خودتان بدون هیچ اجبارى انجام دادید.خدا شما را مختار و آزاد آفرید فمن شاء فلیؤمن و من شاء فلیكفر

(1) هر كه مى‏خواهد-یعنى به اختیار خودش-ایمان آورد و هر كه مى‏خواهد كفر بورزد. انا هدیناه السبیل اما شاكرا و اما كفورا (2) ما راه را به بشر نمودیم، این دیگر به خود او بستگى دارد كه شاكر باشد یا كافر.

ادامه مطلب

اینجا همین مطلب را ذكر مى‏كند: ذلك بما قدمت ایدیكم و ان الله لیس بظلام للعبید . اینها به دست و اختیار خودتان به وجود آمده است نه به دست‏خدا كه در نتیجه ظلم باشد كه كسى كار را مرتكب شده باشد، و عذاب را دیگرى متحمل بشود; خدا كار را انجام دهد ولى عذاب را بر بنده بكند.نه، آنوقت مى‏شود ظلم. و ان الله لیس بظلام للعبید و اینكه باید بدانید خدا هرگز به بندگان خود ظلم نمى‏كند.اینجا دو تا نكته است كه باید عرض بكنم.یكى اینكه كلمه «عبید» آورده كه علامت استرحام است.یعنى خدا چگونه به بنده خودش ظلم مى‏كند؟!یعنى بنده از آن جهت كه بنده است مستحق استرحام است.بنده در مقابل حق چیزى نیست كه خدا بخواهد به او ظلم كند و حقش را العیاذ بالله پایمال نماید.بنده چه ارزش و شخصیتى در مقابل خدا دارد كه خدا به او ظلم كند؟!اینكه كسى به دیگرى ظلم مى‏كند علامت این است كه براى او شخصیت قائل است.انسان با كسى كینه مى‏ورزد كه براى او شخصیت قائل باشد.انسان اگر براى كسى و چیزى شخصیت قائل نباشد هیچگاه احساساتش علیه او تحریك نمى‏شود و نسبت‏به وى كینه نمى‏ورزد.آیا شما اگر پایتان به یك سنگ بخورد و مجروح بشود ممكن است كینه آن سنگ در دلتان راه پیدا كند و در صدد انتقام از آن برآیید؟ابدا.یك حیوان اگر به شما لگد بزند، آیا ممكن است‏شما كینه او را به دل بگیرید و منتظر فرصت‏باشید كه از او انتقام بگیرید؟!نه. چون برایش شخصیتى قائل نیستید.البته به همان اندازه كه او جان دارد اندكى شخصیت دارد و ممكن است‏یك شلاق به او بزنید.اما اگر یك انسان همان لگدى را كه مثلا اسب به شما زده بزند، یك كینه‏اى از او در دل شما پیدا مى‏شود كه خدا مى‏داند.منتظرید هر طور هست انتقام خودتان را بگیرید، چون او انسان است و برایش شخصیت قائل هستید. خدا به بندگان خودش ظلم بكند؟!اصلا بنده كى هست در مقابل خدا؟!

نسبت‏بنده با خدا از نظر ناچیزى و ناقابل بودن براى انتقام گرفتن (جزاى عمل غیر از انتقام است)و العیاذ بالله براى ظلم و تجاوز، از نسبت‏یك سنگ با انسان خیلى كوچكتر است.آیا خدا عبید خودش را ظلم كند؟! نكته دیگر این است كه مسئله‏اى در كتب ادبى مطرح است كه مى‏گویند چرا خدا مى‏گوید ان الله لیس بظلام للعبید . «ظلام‏» صیغه مبالغه است، و این جمله یعنى خدا بسیار ظلم كننده نیست.پس آیا معنایش این است كه كم ظلم كننده هست؟!معمولا جواب مى‏دهند كه در اینجا مقصود از ظلام، ظالم است. لیس بظلام للعبید یعنى ظالم نیست. «فعال‏» به معنى «فاعل‏» هم استعمال شده است.

ولى وجه صحیحش همان است كه علامه طباطبایى دامت‏بركاته در تفسیر «المیزان‏» مى‏فرمایند كه براى خداوند ظالم بودن فرض نمى‏شود.

اگر خدا ظالم باشد، ظلام است و اگر ظالم نباشد [عادل است.به عبارت دیگر] خدا یا عادل است‏یا ظلام.یعنى خدا عادل است همانطورى كه هست; اگر بنا بشود خدا ظالم باشد، ظلام یعنى بسیار ظلم كن است.چون اگر العیاذ بالله قانون عالم بنایش بر ظلم باشد، دیگر شامل یك فرد بالخصوص و یك كار بالخصوص نیست، شامل همه چیز است. كار خدا شامل همه چیز است; یا عدالت مطلق است همین طورى كه هست و یا فرضا این عدالت نباشد ظلم كامل و مطلق و حد اعلاى ظلم است.پس آنچه درباره خدا مى‏توان مطرح كرد در ارتباط با نظام كلى عالم كه آیا این نظام عادلانه است‏یا ظالمانه، این است كه آیا خدا ظلام است‏یا عادل؟كه مقصود از عادل [بر پا دارنده] كمال عدالت است.

كداب آل فرعون و الذین من قبلهم كفروا بآیات الله فاخذهم الله بذنوبهم ان الله قوى شدید العقاب وضع اینها و عادت و روش اینها از این جهت عینا مانند داب و روش آل فرعون است.همچنان كه خدا آنها را به موجب گناهانى كه خودشان مرتكب شدند، گرفت و اخذ كرد و در دنیا و آخرت معذب ساخت، با اینها هم چنین خواهد كرد; كه آیه بعد تفسیر همه اینهاست: ذلك بان الله لم یك مغیرا نعمة انعمها على قوم حتى یغیروا ما بانفسهم و ان الله سمیع علیم .عرض كردیم تكیه این چند آیه روى اختیار بشر است.در این آیه یك اصل كلى ذكر مى‏كند كه یكى از شاهكارهاى قرآن است.ما دو آیه شبیه یكدیگر در قرآن داریم كه هر یك داراى نكته‏اى است كه دیگرى فاقد آن است.یكى در سوره رعد است كه مى‏فرماید: ان الله لا یغیر ما بقوم حتى یغیروا ما بانفسهم یعنى خدا آن اوضاع و احوالى را كه در یك قومى وجود دارد هرگز عوض نمى‏كند مگر آنكه خود آن قوم آنچه را كه مربوط به خودشان است‏یعنى مربوط به روح و فكر و اندیشه و اخلاق و اعمال خودشان است عوض كنند.

یعنى اگر خداوند اقوامى را به عزت مى‏رساند و یا اقوامى را از عزت به خاك ذلت فرو مى‏نشاند، اگر اقوامى را كه پایین بودند بالا برد و اقوامى را كه بالا بودند پایین آورد [به موجب آن است كه آن اقوام آنچه را كه مربوط به خودشان است تغییر دادند] .البته همه به دست‏خداست: قل اللهم مالك الملك تؤتى الملك من تشاء و تنزع الملك ممن تشاء و تعز من تشاء و تذل من تشاء، بیدك الخیر انك على كل شى‏ء قدیر (3) . همچنین در دعاى افتتاح مى‏خوانیم:

الحمد لله الذى یؤمن الخائفین، و ینجى الصالحین، و یرفع المستضعفین، و یضع المستكبرین، و یهلك ملوكا و یستخلف آخرین، و الحمد لله قاصم الجبارین، مبیر الظالمین، مدرك الهاربین (4) .همه چیز به مشیت‏خداست; عزت به هر كس بدهد خدا مى‏دهد، ذلت‏به هر كس بدهد خدا مى‏دهد، ملك را به هر كس بدهد خدا مى‏دهد، از هر كه بگیرد خدا مى‏گیرد.اما خیال نكنید كار خدا بر اساس گزاف و گتره است، مثل آدمى كه بنشیند قرعه‏كشى بكند كه از این بگیریم بدهیم به آن، از آن بگیریم بدهیم به این، و هیچ حكمت و قانونى در كار نباشد.همه چیز به دست‏خداست اما با حساب به دست‏خداست.كار خدا از روى حساب است.در آن آیه مى‏گوید:عزت و ذلت فقط به دست اوست، و در این آیه مى‏گوید:اما بدانید كه ما عزت و ذلت را روى چه حساب و قانونى مى‏دهیم.ما نگاه مى‏كنیم به اوضاع و احوال روحى و معنوى و اخلاقى و اجتماعى مردم و به هر چه كه در حوزه اختیار و اعمال خود مردم است.تا وقتى كه خوبند، به آنها عزت مى‏دهیم; وقتى كه خودشان را تغییر دادند، ما هم آنچه را كه به آنها دادیم تغییر مى‏دهیم.عزت و ذلت‏به دست ماست، اما روى این حساب مى‏دهیم.اگر بى‏حساب باشد كه خدا حكیم نیست. حساب در كار است، یعنى تابع یك جریانهاى منظم و قطعى است. ان الله لا یغیر ما بقوم حتى یغیروا ما بانفسهم خدا عوض نمى‏كند اوضاع و احوال مردمى را تا آنكه آن مردم یغیروا (این «یغیروا» استقلال مردم را مى‏رساند)خودشان به دست‏خودشان اوضاع خودشان را تغییر بدهند.

این آیه اعم است، هم شامل این است كه قومى از نعمت و عزت به نقمت و ذلت‏برسند، یا بر عكس از نقمت و ذلت‏به نعمت و عزت برسند.یعنى هم شامل آن جایى مى‏شود كه مردمى خوب و صالح باشند و نعمتهاى الهى شامل حالشان شده باشد، بعد فاسد بشوند، خدا نعمتها را بگیرد، و هم شامل قومى مى‏شود كه فاسد باشند ولى بعد بازگشت كنند، توبه و استغفار كنند، به راه راست‏بیایند، خدا به آنها عزت بدهد.

آیه مورد بحث‏شامل یكى از این دو قسمت است و آن این است كه مردمى عزت و نعمت داشته باشند، بعد فاسد بشوند و خداوند عزت و نعمت را از آنها بگیرد، به جایش نقمت و ذلت‏بدهد.آیه این است: ذلك بان الله لم یك مغیرا نعمة انعمها على قوم حتى یغیروا ما بانفسهم خدا چنین نبوده است كه نعمتى را كه به قومى مى‏دهد از آنها به گزاف و گتره بگیرد مگر آنكه آنها آنچه را كه مربوط به خودشان است تغییر داده باشند.ممكن است‏شما بگویید پس آن آیه اول عام است و این آیه، خاص است و نیمى از محتواى آن آیه را مى‏گوید.چرا اینطور است؟جواب این است كه در این آیه نكته‏اى هست كه در آن آیه نیست.قرآن اگر آیات را تكرار مى‏كند، هر جا روى حساب معینى است.در آنجا همین قدر مى‏گوید: ان الله لا یغیر ما بقوم حتى یغیروا ما بانفسهم خدا عوض نمى‏كند وضع مردمى را مگر خودشان خودشان را عوض كنند.بلا تشبیه مثل اینكه كسى بیاید در مغازه شما و بگوید فلان سفته را امضاء كن.مى‏گویید من امضاء7 نمى‏كنم مگر اینكه چنین باشد.بیش از این نگفته‏اید كه نمى‏كنم.

اما یك وقت تعبیر لم یك مغیرا [به كار رفته است] .قرآن وقتى كه مى‏خواهد نت‏خدائى را بگوید كه خدایى ما چنین ایجاب مى‏كند و غیر از این محال است و این قطعى و ضرورى و لا یتخلف است، با این تعبیرها مى‏گوید.مثلا مى‏گوید: ما كان ربك لیهلك القرى بظلم و اهلها مصلحون (5) چنین نبوده و نیست ذات پروردگار تو كه به مردمى به صرف اینكه منكر خدا هستند اما وضع خودشان را از نظر عدالت اصلاح كرده‏اند ظلم كند.یا: و ما كنا معذبین حتى نبعث رسولا (6) كه اصولیین مى‏گویند این آیه «قبح عقاب بلا بیان‏» را بیان كرده است.ما هرگز چنین نبوده و نیستیم كه مردمى را كه به آنها اتمام حجت نشده است عذاب كنیم.یعنى خدایى ما ایجاب نمى‏كند و بر ضد خدایى ماست كه مردمى را كه به آنها اتمام حجت نشده است عذاب كنیم.

در آن آیه همین قدر گفت: ان الله لا یغیر ما بقوم .ولى اینجا مى‏فرماید: ذلك بان الله لم یك مغیرا نعمة انعمها على قوم این بدان موجب است كه خدا هرگز چنین نبوده و نیست(در امورى كه به خدا نسبت داده مى‏شود زمان مطرح نیست)، خدا اصلا چنین نیست، خدایى خدا چنین ایجاب نمى‏كند كه نعمتى را از مردمى سلب كند پیش از آنكه آن مردم خودشان، خودشان را عوض كرده باشند.

در این آیات تامل كنید.ببینید در دنیا كتابى را مى‏توان پیدا كرد مانند قرآن كه متكى بر حقایق عالم باشد؟افسوس كه ما مسلمانها امروز درست‏بر ضد آنچه قرآن هست فكر مى‏كنیم.خیال مى‏كنیم كه كار خدا و كار عالم كه خدا آن را ساخته است‏بر اساس همین اوهام و خیالاتى است كه خودمان درست كرده‏ایم.مثلا انتسابها.مى‏گوییم بالاخره هر چه هست اسممان مسلمان كه هست.ما كه شیعه هستیم اسممان در رعایاى على بن ابى طالب هست.خیال مى‏كنیم كه صحبت اسم و اسم نویسى است كه اگر كسى اسمش مسلمان شد دیگر خدا یك لطف خاصى نسبت‏به او دارد.در حالى كه قرآن مى‏گوید اصلا سنت و قانون ما این است كه محال است مردمى فاسد باشند و نعمت و لطف و رحمت الهى به آنها برسد، و محال است مردمى خودشان، خودشان را اصلاح كنند و خداوند فیض خودش را به آنها نرساند، حالا یا دنیوى یا اخروى. كلا نمد هؤلاء و هؤلاء من عطاء ربك (7)

لااقل بعضى از مردم این مقدار صالح هستند كه در دنیا خداوند به آنها عزت بدهد گو اینكه از نظر اخروى معذب خواهند بود.ولى حساب این است كه قرنهاست ما مسلمین این مسئله را كه قرآن متكى بر حقایق است نه بر تخیلات و اوهام و انتسابات ظاهرى [فراموش كرده‏ایم] .مسلمان قرآن یعنى مسلمان واقعى، اسلم وجهه لله تسلیم خدا بودن، داراى اخلاق و عمل اسلامى بودن، اجتماع او اجتماع اسلامى بودن، نه فقط شعارها شعار اسلامى باشد.شعار البته اثر دارد اما اثر شعار غیر از این است كه انسان واقعا مسلمان باشد.شیعه بودن یك حقیقت و یك واقعیت است‏یعنى شیعه آنوقت‏شیعه است كه وقتى او را در مقابل یك سنى بگذارند، فكرش از او بهتر باشد، تصورش درباره خدا و قیامت از او بالاتر و برتر باشد، خدا را بهتر بشناسد، به راهنمایى ائمه‏اش اخلاق اسلامى و انسانیش از او بهتر باشد، عملش از او بهتر باشد و خلاصه همه چیزش از او بهتر باشد.یعنى نمونه‏اى از على بن ابى طالب باشد.

شخصى آمد خدمت امیر المؤمنین على علیه السلام.یك لبخندى زد، عرض كرد یا امیر المؤمنین!انى احبك من ترا دوست دارم.فرمود:و لكنى ابغضك اما من ترا دشمن دارم.نفرمود دروغ مى‏گویى، چون راست مى‏گفت، دوست هم داشت.گفت:چرا؟

فرمود:براى فلان كارت.فلان كس احتیاج داشت‏به تعلیم قرآن و بر تو واجب بود كه آن را به او یاد بدهى، از او پول گرفتى.

بنابراین هیچ منافاتى نیست كه ما على را دوست داشته باشیم اما عمل ما طورى باشد كه على ما را دشمن داشته باشد.امام صادق(ع)فرمود:كونوا لنا زینا، و لا تكونوا علینا شینا شما شیعیان اسباب افتخار ما ائمه باشید، زیور ما باشید، مایه ننگ و عار و خجلت و شرمندگى ما نباشید.یعنى طورى باشید كه در میان سایر مسلمانان نمونه‏هایى از تقوا و پاكى و درستى باشید.فرمود:طورى باشید كه وقتى مردم شما را مى‏بینند بگویند رحم الله جعفرا خدا بیامرزد امام جعفر صادق علیه السلام را، چه شیعیان خوبى درست كرده.و لا تكونوا علینا شینا مایه ننگ و عار ما نباشید.شما وقتى كه اخلاقتان، بازارتان، روحیه و كردارتان بر خلاف اسلام است، اسباب خجلت و شرمندگى و سرافكندگى ما خواهید بود.دیگر از این بهتر [مى‏توان گفت؟!] آن، بیان قرآن; آن، سخنان پیغمبر كه قبلا برایتان عرض كردم، این هم سخنان امام جعفر صادق(ع).از این بالاتر چه مى‏شود گفت؟!ولى مگر ممكن است ما از خر شیطان بیائیم پایین؟!مى‏گوییم فقط ما مورد عنایت‏خدا هستیم و براى ما همان انتساب نام ائمه كافى است، چیز دیگر نمى‏خواهیم.خدا هم بهشت را آماده كرده براى ما چهار تا قالتاق!بعد میگوییم پس چرا ما مسلمانها اینقدر بدبخت و بیچاره‏ایم؟جوابش را قرآن داده.ملتى كه افسرش برود در اسرائیل تربیت‏ببیند و بعد برود در اوگاندا كودتا راه بیندازد، آیا انتظار دارید روى سعادت ببیند؟! ذلك بان الله لم یك مغیرا نعمة انعمها على قوم .همه اینها یك ریشه‏هایى دارد.ریشه‏هایى از فساد در میان ما مسلمین وجود دارد، اینها شاخه‏هایى است كه از آن ریشه‏ها بیرون آمده. حالا كى ما بیدار شویم، كى متوجه بشویم، كى توبه بكنیم به درگاه الهى و خودمان را اصلاح كنیم، و كى خودمان را تطبیق كنیم با آیات قرآن، نمى‏دانم.شاید همین مقدار توجهات و تنبهاتى كه پیدا كرده‏ایم طلیعه‏اى است‏براى اینكه ان شاء الله تعالى خودمان را اصلاح كنیم و مسلمان واقعى باشیم.

پى‏نوشت‏ها:

1- سوره كهف، آیه 29.

2- سوره انسان، آیه 3.

3- سوره آل عمران، آیه 26.

4- [ترجمه:سپاس خدائى راست كه خائفان را امان، و صالحان را نجات مى‏بخشد، و مستضعفان را بلند مرتبه، و مستكبران را خوار مى‏گرداند، و پادشاهانى را هلاك ساخته و دیگران را به جاى آنان مى‏نشاند، و سپاس خداى را كه شكننده جباران، و نابود كننده ظالمان، و دریابنده فراریان(از درگاه خود)است] .

5- سوره هود، آیه 117.

6- سوره اسراء، آیه 15.

7- سوره اسراء، آیه 20. [و ما به هر دو فرقه از دنیا طلبان و آخرت طلبان به لطف خود مدد خواهیم داد] .

- -

ارسال شده توسط مهدی شاکری در تاریخ‌ چهارشنبه 1388/01/12 - 12:00 ب.ظ | نظرات (- -)

چند مطلب اخیر آرشیو شده

پارک علم و فناوری

مداجی استاد سلیم موذن زاده

دانلود آخرین آلبوم یوسف اسلام Roadsinger

زندگینامه یوسف اسلام

سلامی از جنس دوباره آشنا شدن

دانلود ویدئو كلیپ جدید سامی یوسف YOU Came To Me

شلوارهای موهن زنانه چینی در تهران+عکس

طرح 313

خدا ، هالیوود و انسان گرایی

استخدام شهرداریها ( اطلاعیه چهارم )

نامه ای به پیام آور اعظم

منابع آزمون استخدامی شهرداری ها

میزان رای ملت است

من فرشته، زن نیستم!

آن شب قلب ملت از کار ایستاد ...

متن دانشنامه جامع ستاد مرکزی استخدام شهردایها(اطلاعیه سوم)

قرآن کریم به صورت فلش

فردا كسی مویه‌های فاطمه (س) را نخواهد شنید

فیلم نماز صبح آیت الله بهجت حفظه الله

بهجت ایران به لقاء الله پیوست

هیچ می دانید زیر ذره بین خدایید!!

Muharram and Safar(مقاله انگلیسی)

بهشت و جهنم را بیشتر بشناسیم

انتخابات

عذاب تهمت زدن به دیگران

مجموعه نوحه و سینه زنی ایام فاطمیه (س) - بانوی بی نشان

گلچین مداحی ایام فاطمیه (س) ازحاج محمد رضا طاهری - MP3

نرم افزار قرآنی ترتیل نسخه 1

فیلم مستند " در این قطعه از بهشت "

مجموعه کامل ادعیه و زیارات از مداحان معروف - mp3

---------------------------------------------------------------------------------------------------------


*
*
*
*
*
*
*